ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

41

قصص الانبياء ( فارسى )

آيد ما را ، و ما بدين قوى و خانهاء ما در كوهست . هرچند پند داد نپذيرفتند و گفتند تو ما را برهانى بنماى . چنان كه خداى تعالى گفت : يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ من ربّكم « 1 » . بىحجتى و معجزهء درست نيايد ، ما بگفتار مجرّد روى از خدايان خويش نگردانيم ، و به تو نگرويم . آنگاه گفتند نكشيم ترا و در بلا اندازيم ترا كه تو خويشى و پيوستهء ما را ، و ليكن بر تو مىترسيم از خدايان ما كه ترا بلا رسانند ، چنان كه گفت : إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ « 2 » . آنگاه هود گفت كه من توكل بر خداى كرده‌ام ، چنان كه گفت عزّ من قايل : إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ « 3 » . إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا « 4 » . من بخداى نازم كه يار من اوست و يار شما بتان ، كه ايشان بكس چيزى نتوانند كردن ، و من بيزارم از شما و از بتان شما كه مىنازيد . آنگاه گفت : فَكِيدُونِي جَمِيعاً « 5 » هرچه بتوانيد كردن بكنيد ، ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ « 5 » تا دست كه قوىتر بود . آنگاه گفت إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ . « 6 » الاية . من توكل بر خداى كردم . هيچيز « 7 » نيست الّا كه خداى تعالى قادر است بر آن . إِنَّ رَبِّي ] a 91 [ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ، « 8 » اين دين خداى من راه راست است . آنگاه گفت : فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ « 9 » . آلاية . گفت اگر شما روى بگردانيد از من ، من برسانم پيغام خداى تعالى و نصيحت كنم شما را ، ليكن شما قول ناصحان را درست « 10 » نداريد . چون فرمان نكردند از پس از آنكه روزگار برآمد ، و هلاك ايشان نزديك شد . آنگاه قصد هود كردند بجفا كردن و آزردن . هود دعا كرد اجابت آمد . چون اثر عذاب بديدند بگريختند و بدشت بيرون شدند . باد بريشان غلبه كرد . پايها بر زمين زدند و دوارش بر زمين « 11 » فرو بردند . گفتند

--> ( 1 ) - هود 53 ( 2 ) - هود 54 ( 3 ) - هود 56 ( 4 ) - هود 54 ( 5 ) - هود 55 ( 6 ) - هود 56 ( 7 ) - هيچ‌چيز ( 8 ) - هود 56 ( 9 ) - هود 57 ( 10 ) - دوست ( 11 ) - به زمين